زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست

هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسته بجاست

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

كمتر شاعري اين اقبال را داشته تا اشعارش به چند زبان ديگر برگردان شود و مورد استقبال قرار بگيرد .

برگردان اشعار يك شاعر به زبانهاي كردي ، عربي و حتي زبان آذري كشور آذربايجان را شايد بتوان به دوستان يا دوستداران يك شاعر نسبت داد اما زبان چكي ، ويتنامي ، روسي و انگليسي  زبانهاي ديگريست كه اشعار "ژاله سلطانی" معروف به " ژاله اصفهاني "  به آن زبانها برگردان يا  ترجمه  شده است .

ژاله سال 1325 در نخستين كنگره  نويسندگان ايراني در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و در جمعي كه "ملك الشعراي بهار" و " نيما يوشيج" گل سرسبد آن بودند حضور يافت و در همان سال به همراه همسرش "شمس الدين بديع" افسر سابق نيروي هوائي به اتحاد جماهير شوروي رفت ( تبعيدي ناگزير) ژاله دلباخته اشعار كهن و شاعران كلاسيك ايران بود و همين امر باعث شد تا پس از فرا گرفتن زبان آذربايجاني 1000 بيت از اشعار سخنوران كلاسيك ايراني را به اين زبان ترجمه كند. ژاله در سال 19۶۰با درجه دكتري در رشته ادبيات از دانشگاه دولتي " لامانوسف مسكو"  فارغ التحصيل شد .

رساله دكتري ژاله در باره "زندگي و آثار ملك الشعراي بهار" بود اما او با انتشار رساله اي به نام

 " نيما يوشيج- پدر شعر نو" ارادتش را به شعر نو ثابت كرد و گام در اين راه گذاشت او كه اولين كتابش سال 1323 در تهران با نام " گلهاي خودرو " چاپ شده به مرور زمان به شعر نو گرايش پيدا كرده بود و در اين راه نقش غیر مستقیم"نيما" انكار ناپذير مي نمايد .

ژاله در مصاحبه اي با پرويز رجبي كه در شماره 6 نشريه "فرداي ايران" در تاريخ شهريور ماه 1360 چاپ شده در پاسخ به سوالي مبني بر چرائي علاقه بيشتر مردم عادي به اشعار كهن و بي ميلي نسبت به اشعار و شاعران نوپرداز چنين گفته است :

" پنجاه نسل شعر سنتي سينه به سينه نقل شده است . ما با شعر شير خورده ايم . با شعر عاشق شده ايم . با شعر عزا گرفته ايم ، حرف زده ايم، ضرب المثل ساخته ايم. زمينه مقايسه ، زمينه خوبي نيست. نسل ها بعد مي توان به اين مقايسه دست زد. با اينكه در دو نسل اخير در قلمرو شعر نو افتخاراتي داريم، هنوز در ميان نوپردازان حافظ نداريم." هنوز حافظ نوپردازان زاده نشده است." هر پديده نو آسان به ميان توده ها راه پيدا نمي كند. حتي اگر اين پديده پديده اي بسيار منطقي باشد. هيئت حاكم به نام آوران، كه حامل يك روند مترقي بودند ، هيچ كمكي نكرد و حتي جلويشان را گرفت. حتي نوپردازها را خريد و به قصيده سرايي و مدح گرايي واداشت. اگر چه بيشترشان تن به اين كار ندادند .علاوه بر اين شعر نو در آغاز، يك دوره هرج و مرج هم به خود گرفت و اين سبب فاصله گرفتن توده ها از شعر نو شد .

نگاه عميق ژاله با گذشت حدود سي سال از تاريخ انتشار اين گفتگو نگاهي است كه تا امروز هم در بين علاقمندان به شعر نو همچنان ثابت است و ديده ميشود .

ژاله پس از "پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي" به وطن بازگشت ، پس از مدتي دستگير و يكسال زنداني شد تا پس از آزادي راه خارج از كشور را بپيمايد و اين بار مقصد او به جاي شوروي و اروپاي شرقي، غرب بود .

او در سال 1300 به دنيا آمده ، در 25 سالگي مجبور به مهاجرت به شوروي سابق شده، در زندان انقلاب اقامت كرده ، و حالا دوباره بايست آواره ميشد اين سرنوشت يكي از شاعران خوش قريحه و تحصيل كرده سرزميني است كه ...

بگذريم در باره شاعري مي نويسم كه در چنين روزهائي دقيقتر بگويم 8 آذر ماه 1386  29 نوامبر سال 2007 در انگلستان دار فاني را وداع گفت و در ديار غربت در دل خاك جاي گرفت شعر ابتداي متن يكي از معروفترين اشعار اوست كه بسياري شاعرش را نمي شناسند.

يادش گرامي