راستي و صداقت هرگز گم نخواهد شد ؛ پيرمرد هفتاد و اندی سال دغدغه اسلام و ايران را در دل پرورده بود او در سالهاي ابتدائي قرن حاضر جزو اولين نفرات اعزامي به اروپا شناخته شد تا دانش نوين را بياموزد، همه توانش را صرف نمود تا ضمن فراگرفتن دانش جديد و دیدن مظاهر مترقی جامعه اروپائي به نوشته خودش، اگر چيزي نياموخت حداقل چيزي هم از دست ندهد و آن چيه كه خود و خانواده اش بابت از دست رفتنش نگران بودند چيزی نبود جز اسلام ، اسلام عزيزي كه با تفكر در پيشرفتهاي علمي اروپائيان، برایش جلوه و مباني علمي بيشتري یافته و هر پدیده پيشرفته اروپائيان نشان دهنده حقانيت هاي اغلب ناشناخته اسلام بود.
و چنين شد سرانجام دانشجوي رشته فني كه درد مذهب داشت، اغلب آثارش نوشته هائي بود كه تلاش می کرد يافته هاي نوين علمي را سندي سازد براي حقانيت اسلام ، انديشه هاي او در قالب كتابهائي منتشر میشد كه اغلب با نام مستعار به چاپ میرسید نظیر "عبدا... متقی" سرانجام
از سوی انقلابیون در اواخر عمر متهم به فهم نادرست اسلام شد .
برای حذف او و اندیشه اش واژه اسلام امريكائي ابداع و وارد حوزه سياسي جامعه شد و انديشه هاي او با انگ تفکرات ليبرالی محكوم به فنا،در سياست نيز آنچه از سوی او سياست گام به گام لقب گرفته بود، عليرغم اينكه بارها و بارها پس ازپیروزی "انقلاب شكوهمند اسلامي" مشخص شد تا چه اندازه درست بوده، اما در آن هنگام سندي شد براي خيانت و ترد از كانون قدرت .
پس از مرگش گفتگوئي از او پخش شد، گزارشگر راديو BBC از او پرسيد : اگر همين امروز در پيشگاه خداوند حاضر شويد، در برابر او چه توشه اي خواهيد داشت ؟
پير مرد پس از مكثي كوتاه اينگونه گفت : صداقت ؛ من هرگز دروغ نگفتم .
اين دروغ نگفتن هاي او در مواجه با روحانيون جواني بود كه مسلمان و چون او شيعه اثني عشري بودند ولی به اصل " تقيه " باور و اعتقادي راسخ داشتند و براي رسيد به هدف با تكيه بر اين باور راسخ از گفتن هيچ دروغ و بکار بردن هيچ نيرنگي اباء نداشتند .نمی توانست تشناسبی داشته باشد.
اين روزها به بهانه مطالب و سخنان "اسفنديار رحيم مشائي" يار غار و مراد رياست محترم جمهور درخصوص مكتب ايراني، فرياد وا اسلام بسياري به آسمان بلند شده است از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي تا" حضرت آيت ا... محمد تقي مصباح يزدي" ، اخيرا" در روزنامه اي ( صفحه ۲ شماره ۴۵۹۴ جهان اقتصاد مورخ دوشنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۸۹)خواندم ایشان فرموده اند :
بازرگان راست مي گفت و مثل بعضي حقه باز نبود .
و به اين ترتيب باز هم جفاي ديگري در حق "مهندس مهدی بازرگان" روا داشتند . اين جفا،نشاندن نام مرديست كه به زعم خودشان راست مي گفت در كنار نامي كه خود صراحتا" او را "حقه باز" ميخوانند .
اميد كه روزي با حاكم شدن عقلانيت،قوه تشخيص سره ازنا سره در بين مردم و جوانان و حتي بزرگان جامعه ايراني ريشه بدواند و اين چنين بازيچه اميال و نفسانيات طالبان قدرت قرار نگيرد .
ایدون باد